ايرج افشار
36
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
همراهى از دويست نفر از اعيان [ 19 ب ] بلاد روم به خدمت شاه دينپناه ارسال داشت . جماعت مذكوره در روز پنجشنبه چهاردهم شهر ذى قعده داخل بلدهء قزوين گرديده در روز يكشنبه هفدهم شهر مذكور در باغ جنتنشان سعادت آباد به شرف پاىبوس مشرف شدند و كتابت محبت مشحون [ را ] كه سلطان سليمان به خط خود نوشته بود به نظر فرخندهفر شهريار بخرد رسانيدند . شاه دينپناه مقرر فرمود بايزيد را با اولاد حاضر ساخته تسليم ايلچيان نمودند . ايشان همگى را به قتل رسانيده نعش آنها را نقل روم نمودند . يكى از شعراء آن عصر درين باب گفته : شاها چه سان آيد كسى از عهدهء شكرت برون * كز عقل و عدلت خلق را زين سان بود آسودگى اعداى دين را سربهسر بىتيغ كين كردى ز سر * نى دست تو دارد خبر نى تيغ تو آلودگى ازين رهگذر فيما بين دو پادشاه عظيم الشأن قواعد صلح كه موجب رفاه حال عالمى بود استحكام تمام يافت . جناب قاضى محمد رازى تاريخ مقدمهء مصالحه را چنين گفته : خسرو جم قدر و شه كامكار * صلح نمودند درين روزگار از پى تاريخ گرفتم قلم * تا زنم از كلك مقرّر رقم منهى اقبال درين كهنه دير * نعره برآورد كه الصلح خير و در سنهء 970 - سلطان سليمان الياس بيك نامى را به خدمت شاه دينپناه ارسال داشته جواهر ثمين بهاى دوستى را با تحفههاى لايقه به نظر كيميا اثر شهريار فرخندهفر والاگهر رسانيد . از آن جمله موازى پانصد هزار عدد اشرفى و چهل رأس مركب شامى كه مزين بود به زينهاى مرصع و ساير اجناس نفيسه كه باب مخزن پادشاهى بود تسليم شد . و در سنهء 971 - حسب الامر الاعلى معصوم بيك صفوى به عزم استيصال مير مراد مازندرانى كه سر از ربقهء اطاعت پادشاه دينپناه مىپيچيد روانه گرديد و مير مراد مذكور خايف و هراسان گشته از روى نامرادى عريضه به درگاه جهانپناه فرستاد و اظهار اطاعت و انقياد نمود . شر ذمهاى از مضمون عريضهء بندگى مشحون آنكه : از جملهء چاكران و ملازمانيم و تاب مقاومت ندارم . به اسم هريك از غلامان كه